
در ادامه، هر آنچه باید درباره «درد دل» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. سلام دوستان عزیزمچند وقتیه از نوشتن خاطراتم خسته شدم. گاهی اوقات به خودم میگم بسه دیگه تا کی میخوای رنج هایی که دیدی و چشیدی را بنویسی؟!!!! تاکی؟؟!!دوستان کمکم کنید، در واقع بهم بگید چیکار کنم، بنظرتون تا همینجا بسه و آیا تونستم با خاطراتی که نوش...
ادامه مطلب
موضوع «خسته ام خیلی» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. منو ببخشید اگر خاطره جدیدی ننوشتم. باور کنید از درون خسته ام.سخته وقتی بخوای در مسیر درستی قدم برداری ولی نزارن، چرا؟ چون قبلا یبار کج رفتی و حالا باید یک عمر بهای اون چند قدمی که کج رفتی را بدی.کاشکی بعضی جاها خدا می ا...
ادامه مطلب
در ادامه، هر آنچه باید درباره «آیه کتاب مقدس را باور کنم و یا تفسیر کشیش» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خیلی وقته دست به قلم نبردم. منو ببخشید بابت این غیبت طولانیراستشو بخواید حوصله نوشتم ندارم دیگهمسئله ای که الان میخوام برای شما عزیزان تعریف کنم مربوط به چند سال پیش میشهحدودا 8 سال پیش وقتی دم انتخابات ریاست جم...
ادامه مطلب
یروز در کلیسا جمع بودیم برای مراسم هفتگی. بعد از پایان جلسه معمولا کسانی که سوال خاصی دارند به سراغ کشیش می روند و چند دقیقه ای در همان سالن کلیسا با او صحبت می کنند. در آن روز من نیز یکی از آن دسته افرادی بودم که سوالی داشتم. رفتم و ایستادم پشت سر یکی از خواهرانی که در حال صحبت با کشیش سرگی شاهوردیان بود، ناخواسته توجهم به صحبت آن خواهر با کشیش جلب شد و دیدم که خواهرمون داره به پهنای صورت اشک میریزه و کشیش هم بهش میگه خب بگو چیشده دخترم، اون خواهر شروع به تعریف کرد و گفت مادرم سالها از رماتیسم هاد در حال رنج بردن بود و پاهای او پرانتزی شده بود و هر چند وقت...
ادامه مطلب