دیروز من فردای تو

متن مرتبط با «آرامش در حضور دیگران» در سایت دیروز من فردای تو نوشته شده است

بی بی شهربانو مادرم را شفاداده. توهم زده ای فرزندم

  • نیلوبلاگ

    یروز در کلیسا جمع بودیم برای مراسم هفتگی. بعد از پایان جلسه معمولا کسانی که سوال خاصی دارند به سراغ کشیش می روند و چند دقیقه ای در همان سالن کلیسا با او صحبت می کنند. در آن روز من نیز یکی از آن دسته افرادی بودم که سوالی داشتم. رفتم و ایستادم پشت سر یکی از خواهرانی که در حال صحبت با کشیش سرگی شاهوردیان بود، ناخواسته توجهم به صحبت آن خواهر با کشیش جلب شد و دیدم که خواهرمون داره به پهنای صورت اشک میریزه و کشیش هم بهش میگه خب بگو چیشده دخترم، اون خواهر شروع به تعریف کرد و گفت مادرم سالها از رماتیسم ...

    ادامه مطلب
  • آرامش

  • نیلوبلاگ

    سلام بر عزیزانم در وبلاگ دوستان عزیزم واقعا ممنونم که در تمام مدتی که من خاطرات تلخم رو می نوشتم منو تنها نذاشتین و با پیام های واقعا دلگرم کنندتون منو یاری کردید.xa0 همانطور که قبلا عرض کردم مدتی هست که به آرامشی رسیدم که سالها در مسیحیت اونو گم کرده بودم. میترسم مجدد خاطره ای بنویسم و یادآور دوران تلخی بشه و مجدد آرامشم رو از دست بدم و بخاطر همین تصمیم گرفتم چند روزی از نوشتن خاطره فاصله بگیرم. میبخشید اگر این تصمیم رو گرفتم. منتظر نظراتتون در مورد این تصمیمم هستم. واقعا ممنون از همه شما دانیا...

    ادامه مطلب